هرکس دانش را بطلبد براي اينکه با دانشمندان همراه شود يا با نادانان بستيزد يا مردم را متوجه خود کند، خداوند او را داخل آتش گرداند . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
   [آرشيو شده ها]
دوشنبه 4 شهريور 1387 , ساعت 2:51 صبح

بسم الله



اين خانواده آينه هاي خداييند
در انتهاي جاده ي بي انتهاييند
خيل ملک مقابلشان سجده مي کند
اينها خدا نيند، وليکن خداييند



سلام...
نـــــــــــــــــه
لطفا اينجوري تبليغ نکنيد!
والااااا جدي مي گم!
آخه فايده نداره!


چي مي خوام بگم؟
مي خوام بگم که ، بله درست فهميديد :
" عشق به مهدي(عج) ، عشق به يک فرد نيست! عشق به يک سيستم است به مديريت او "
خب بياييد يکم اين جمله رو که شايد در ظاهر ساده باشه ولي مدتي قبل بهش رسيدم رو با هم تحليل کنيم:
عشق: قويترين نوع گرايش بين انسان و چيزي ديگر!



گرايش هاي ديگه بين دو چيز مي تونن :
• دوست داشتن
• محبت و ...باشند!
و اما چرا عشق؟  عشق خلاف نظر خيلي از صاحب نظران و دوستان به معني :
يک نوع گرايش و علاقه ي توامان با عقلانيت است!


منظور از سيستم چيه؟
هر مجموعه اي که از اجزاي مختلفي تشکيل شده و اون اجزا با هم ارتباط دارن و اغلب هدفمند هم هستند!
متاسفانه امروزه خيلي از افرادي که يا به ضرورت(مثلا برخي برنامه هاي صدا و سيما) و يا به حسب علاقه و تکليف ( مثلا مداحاي عزيز) مي خوان از امام زمان حرف بزنن يا تبليغش رو بکنن ، علاقه و  ارادتشون داراي ويژگي هاي زير هستش:
• يک علاقه ي فردي : علاقه ي آقاي ايکس به يک فرد (امام زمان):
مثلا بکار بردن تعابيري مثل مجنون و ...



• عدم توانايي در ترسيم مناسب ظهور امام زمان و تشبيهات کليشه اي قديمي و بسيار تصنعي به همراه عباراتي که مختص 1400 سال قبل است و نه امروز!!!!:
مثلا ديديم عکسي از ورود امام زمان رو که پاي برهنه ي ايشون رو به ترسيم کشيده، و يا تصوير سازي هايي که ادم رو ياد حکومت زمان اميرالمومنين مي اندازه!



• بکار بردن واژه ي دل و احساس بجاي واژه ي مهم عقلانيت و علم درباره ي اعتقاد به حضرت!
خب اين سه موردي بود که به ذهنم رسيد البته در مورد مورد اول بايد بگم که بيان علاقه ي فردي بسيار عاليست اما نه در زماني که ما براي جامعه و عده ي کثيري تبليغ مي کنيم ! اين نوع گرايش زير مجموعه ايست از اون چيزيکه بايد باشه!(که چند خط بعد ذکر مي کنم)


 


 


و اما در کل سه مورد بالا جمعا مشکلات زير رو پديد مي آرن:



• اول اينکه علاقه ي به امام زمان گويي از حالت ضرورت به يک حالت مستحب گونه تبديل مي شه : انگار تبديل مي شه به علاقه ي طيف مذهبي جامعه به يه شخصي که خب خودشون بهش علاقه دارن



• وقتي تعابير منطقي درست بکار نره و درست فضا سازي نشه ، ديگه براي عموم افراد قابليتي که بايد رو نداره ، بيشتر تبديل به علاقه ي بيهوده و بي اثر مي شه! و تداعي کننده ي نياز بشريت نخواهد بود!
مثلا اگر شاعري در شعرش و مداحي در مدحش از حضرت صاحب(عج) با تعابير 1400 سال پيش ياد کنه ديگه يک فرد امروزي نمي تونه در ضمير ناخودآگاه  ذهنش به يقين و باور برسه که امام زمان براي آينده ي او و مشکلات او چاره ساز باشه و اورو در اين پيچيدگي هاي مدرنيته به تعالي برسونه!


 


بله ! عشق به حضرت صاحب (عج) عشق به يک سيستم است!
يک سيستم به همراه تماميه کارامدي هاي فني ، علمي مبتني بر بکارگيري صحيح ايدئولوژيه الهي!


وقتي اين سيستم درست مصور بشه براي عموم حتي افرادي که با مذهب به نوعي سازش فکري و عملي ندارند هم در مقابل منطق اينکه :
" آيا بهترين به نظر شما خوب نيست؟ "
مي گويند ، بله ، مناسب است!
چه کسي مي تونه خوبي رو نفي کنه؟


پس بهتر بگم:
عشق به مهدي (عج) = عشق به امام زمان (عج)( به عنوان مدير ارشد بهترين سيستم ) + عشق به بهترين و با کيفيت ترين سيستم بوجود آمده


 


فلذا اگر ما عشق و علاقمون رو به صورت فردي بروز بديم بايد بدونيم که کارمون کامل و صحيح نبوده!


 


مدتي از سوي افراد سرشناسي همچون آلبرت انيشتين و برتراند راسل و ... مطالبي پيرامون انترناسوناليسم  يا ايجاد حکومت واحد جهاني مطرح شد که اون رو تنها راه بقاي بشر مي دونستد! البته حکومت واحد جهاني اي که اونا (انيشتين و برتراند راسل و ...) ازش دم مي زنند زير مجموعه ي حکومت جهاني ايست که اسلام اون رو به صورت بسيار زيبا به تصوير کشيده:


 


چرا که منظور عقيده ي شيعه از حکومت جهاني :


ايجاد يک سيستم يکپارچه ي مديريتي ( به روش کاملا صحيح) به منظور مديريت معنويت و ماديت(اعم از تکنولوژي و انرژي و ...) است !


 


اما مقصود انيشتين از بحث انترناسيوناليسم تنها مديريت بر منابع انرژي بود! که خب به علت زير مجموعه بودن اين تفکر در تفکر شيعي مي شود منطقا نتيجه گرفت که تفکر شيعي به دليل جامعيت ارزش بالاتري مخصوصا در اين مورد داره!



و بايد دونست که هيچ کس بغير از شخص حضرت (عج) نمي تونه اون سيستم رو اداره کنه ، چرا که اداره ي بي نقص سيستم هاي بشري تنها و تنها منوط بر نگاه کل نگرانه و بالاتر از عقلهاي بشريست که منطقا فقط و فقط يک معصوم همچون حضرت داراي چنين ويژگي ايست!


و اما چند بيت با نام 12 از ترجيع بند اقاي لطيفيان :


 


اي التماس و خواهش بالا دوازده
ظهر اذان عقربه ي ما دوازده
من حقم است هشت گرفته ام
يک جمله هم نساخته ام با دوازده
با چند نمره باشد اگر، رد نمي شوم؟
يک،دو،سه، هفت، هشت، نه آقا دوازده
بي تو تمام اهل قيامت رفوزه اند
اي نمره ي قبولي دنيا، دوازده
ثانيه هاي کند، توسل مي آورند
يا صاحب الزمان خدا، يا دوازده!
حالا که ساعت تو و چشم خدا يکيست
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده؟
امروز اگر نشد ولي يک روز مي شود
ساعت به وقت شرعي زهرا، دوازده



به قول اون برنامه هه که سکه جايزه مي ده:


بهشت نصيبتون


پنجشنبه 29 فروردين 1387 , ساعت 2:33 صبح

به نام خالق برهانهاي اصيل


با سلام...


(جديد)* : ابتدا طرحي که قبلازدم رو مي ذارم....به قول بعضيا مفهومي بيد!!!


                                           اها


و اما اولين آپ در سال جديد رو اختصاص دادم به مطلبي در خصوص امام صادق (ع) که درون مايه ي بحثش براي خودم خيلي جالبه...


نظريه ي فوق العاده حيرت انگيز


امام جعفر صادق(ع) در 1250 سال پيش نظريه ي علمي اي رو به صورت زير مطرح کردند:


"روشنايي هايي هست که اگر از يک بيمار بر يک شخص سالم ممکن است آن شخص ساالم را بيمار کند"


اين نظريه يکي ديگه از مباحثيه که يک عالم رو شديدا به فکر فرو مي بره..!!!


چرا؟؟


تا تا حدود 30 سال پيش تمامي علماي زيست شناسي و پزشکي و ... اين نظريه رو يک خرافات مي دونستن چونکه اونها اعتقاد داشتند که " عامل انتقال بيماري از يک فرد بيمار به فرد سالم ميکروب يا ويروس و وسيله ي انتقال هم هر چيزي مي تونه باشه هوا آب يا تماس " ... در واقع فکر مي کردند تنها انتقال فيزيکي و عيني بايستي رخ بده!!


و البته قبل از اينکه به وجود ميکروب و يا ويروس پي ببرند بو رو عامل انتقال بيماري مي دونستند..!!!


    نکته عينا از منبع : " در هيچ دوره اي هيچ کس نگفت بعضي از نورها و يا روشنايي ها وجود دارند که اگر از بيمار بر سالم بتابد او را بيمار مي نمايد..."


    سوال :


1.     چطور ممکنه اون موقع يه فردي چيزي بگه که 1200 سال بعد با تخصصي ترين آزمايشها و تکنولوژي ها به اثبات برسه؟؟


2.     خيلي ها من جمله غربي ها (منظورم عالماشونه) من جمله 30 تا دانشمندي که در رابطه با اکتشافات علمي امام صادق(ع) (اعضاي مجمع مطالعات استراسبورگ)مطلب مي نويسند وقتي با اين سوال بالا مواجه مي شون مي دونيد چي مي گن؟؟


مي گن که : جعفر صادق مغز متفکر بوده ..يا يک نابغه و از نوابغ ديگه شايد چند درجه بالاتر بوده..!!!!


 


و اما پاسخ من به سوال :


اگر امام صادق(ع) تنها يک نابغه بود فاصله ي زماني عقل او و عقل مابقي انسانها هرگز به اندازه ي 1200 سال نمي رسيد!!!! (و اين يک امر بديهيه)


کما اينکه از زمان او تا 30 سال پيش ، هزاران نابغه در زمينه هاي پزشکي و زيست شناسي و غيره...اومدن و رفتن!! و اما هيچ کدومشون به اين نظريه نرسيدند..!!!!


و جالب اينجاست که :


1.     اون چيزي که نظريه ي عجيب و فوق العاده ي امام رو تاييد کرد جامعه ي علمي و نوابغ عالم نبود بلکه تعامل جامعه ي علمي + تکنولوژي بود


2.     امام صادق(ع) اين نظريه رو در اون زمان بدون هيچ آزمايش علمي بيان مي کنه ..!!!


3.     با توجه به صحه ي موافقان و مخالفان امام (ع) ايشون (و همچنين تمامي ائمه) هر گز در کلاس درس هيچ شخص ديگه اي حضور نداشتند!


تمامي عقلا و علما و فلاسفه اعتقاد دارند:


" هر معلولي علتي دارد"


اگر نظريه ي امام صادق(ع) رو يک معلول بدونيم! به نظر شما علت چي مي تونه باشه؟؟؟


در کشور روسيه (و البته قبل از فروپاچي) شهري وجود داره به نام نوو-وو-سيبيرسک (قبل از سال 1925 به نام نوو-وو-نيکلايوفسک معروف بوده) که مرکز تحقيقات پزشکي-شيميايي-زيست شناسي اي در اونجا مشغول به فعاليته که اين نظريه رو اون موسسه اثبات کرد!


آنها اثبات کردند که :


1.     از سلول هاي بيمار اشعه ساطع مي شود


2.     نوعي از اين اشعه ها(که بعدا متوجه مي شويم اشعه ي ماوراي بنفش است) اگر بر شخص سالم بتابد سلول هاي اورا هم بيمار خواهد کرد


HOW ?


آنها  سلولهاي يک شکل از يک موجود زنده را (مثلا قلب يا ماهيچه و ...) انتخاب کردند و از هم جدا نمودند، و بعد تحت آزمايشات تخصصي متوجه شدند که از اون سلولها چند نوع فوتون ساطع مي شه .


 و بعد يک دسته از اونها رو به بيماري اي مبتلا کردند تا ببينند آيا باز هم از سلول هاي بيمار اشعه مي تابد و يا خير..که جواب مثبت بود!!


سپس سلولهاي سالم رو به دو دسته تقسيم کردند و در دو محفظه ي جداگونه گذاشتند:


1.     محفظه ي شيشه اي


(خصوصيت شيشه: تمامي اشعه ها از آن عبور ميکند غير از اشعه ي ماوراي بنفش)


2.     محفظه ي کوارتزي


(خصوصيت کوارتز : هيچ اشعه اي از آن عبور نمي کند  غير از اشعه  ماوراي بنفش)                         


 


و بعد از چندين ساعت که سلولهاي سالم در دو محفظه در معرض اشعه هاي سلول هاي بيمار بودند  مشاهده شد که :


آن دسته از سلول هاي سالم که در محفظه ي کوارتزي بودند به همان بيماري مبتلا شدند


و سلول هايي که در محفظه ي شيشه اي بودند به علت اينکه در معرض اشعه ي ماوراي بنفش سلول هاي بيمار نبودند سالم موندند!!!


توجه :


اين آزمايش در مدت 20 سال و بر روي 5000  مورد از انواع مختلف سلولها و...صورت گرفت


در تمامي آزمايشات هيچ نوع مجاورتي رخ نداد...


 


 


پي نوشت:


درون مايه ي مطلب برگرفته از مجموعه  مقالات و کتاب هاي منتشر شده از مجمع مطالعات استراسبورگ


(متشکل از 30 استاد دانشگاه هاي اروپا که تنها دو مورد از اونها مسلمون بودند)


توصيه: يکسري ديگه از مطالب علمي در مورد امام صادق(ع) در بخش آرشيو موضوعي نوشته شده در صورت تمايل مراجعه بفرماييد!


 


 در پناه خداوند آسمانها و زمين


 يا علي



   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/6/1387- 2:51 ص] انتظار ظهور عشق به يک سيستم است نه يک فرد
[29/1/1387- 2:33 ص] نظريه ي امام صادق(ع) در مورد انتقال بيماري توسط بعضي ازنورها (اش
[26/12/1386- 12:0 ص] آيا اسلام يک دين کاربرديست و قابليت ابدي بودن را دارد؟
[23/11/1386- 1:44 ص] چند طرح از امام حسين(ع) ،‏قمر بني هاشم(ع) و حضرت مهدي موعود(عج)
[9/10/1386- 12:55 ص] چرا ولايت اهميت داره؟؟؟ آيا ولايت سير منطقي داره؟
[30/8/1386- 7:59 ص] سازمان سيا ، شيعه شناسي و افشاي حقايق
[16/8/1386- 2:12 ص] نظريه ي حرکت ظاهري و دروني (اتمي/مولکولي) امام صادق(ع)
[4/7/1386- 2:44 ص] لبخند ها براي که به صدا در مي آيند؟!!!
[19/6/1386- 2:35 ص] درمان سرطان توسط ابن راوندي شاگرد ايراني سه نسل بعد امام صادق(ع)
[7/6/1386- 3:14 ص] حکومت جهاني(انترناسيو ناليسم) و فرآيند انقلاب مهدي (عج)
[26/5/1386- 2:26 ص] بازي فوق العاده جالب امام صادق(ع) در دوران کودکي
[9/5/1386- 2:24 ص] از نظريه ي نور و ليزر امام صادق (ع) تا ليپرشي و گاليله -قسمت دوم
[12/4/1386- 2:21 ع] تئوري نور امروزي توسط امام جعفر صادق(ع) در 1400 سال قبل!
[9/4/1386- 1:19 ص] از نظريه عمومي سيستمها تا لزوم توحيد و امامت و عقلانيت در اسلام
[31/3/1386- 11:22 ع] تا بعد از امتحانات، 7 تير ، يا علي
[همه عناوين(23)][آرشيو شده ها]