خداوند متعال، بنده اي را دوست دارد که چون بفروشد، آسانگير باشد ؛ چون بخرد، آسانگير باشد ؛چون قضاوت کند، آسانگير باشد ؛ و چون قضاوت بخواهد، آسانگير باشد . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
يکشنبه 9 دي 1386 , ساعت 12:55 صبح

In Allah we trust


 



با سلام


                                ابتدا عيد عجيب و بسيار بزرگ غدير رو تبريک عرض مي کنم ....!!


 


اساسا  چرا مبحث امامت و ولايت براي ما بايد مهم باشه؟؟؟؟؟


(اين نوشتار چکيده ايست از مطالعات، تفکرات، بحثا و شرکت در جلسات استاد گرانقدرم حاج آقا پناهيان)


 


خب اين بحث (بررسي اجمالي چرايي اهميت امامت و ولايت) رو از مبدايي به نام ايمان شروع ميکنيم !!!


 


ايمان روح دين الهيست ، ايمان از مهمترين نتايج و تفاوتهاييه که يک دين الهي با يک مکتب غير الهي داره ....


چرا که در هر مکتب غير الهي ايمان هم " تعريف نشده است"  و هم از نظر تندرو ترين طرفداران اون مکتب غيرمنطقي !!!!


 


ايمان= نوعي باور عقلي، قلبي و علميست که ارتباط بسيار عميقي (از نوع علت و معلولي ) با طهارت روح انسان دارد.


 


يعني طهارت روح (پيشنياز) >>> ايمان (پيشنياز) >>>تعالي و موفقيت (پيشنياز) >>>بهترين نوع ارتباط با خدا


البته متاسفانه خيلي از ما در بخش يکي مونده به آخر يعني موفقيت مونديم !نه؟ !


خب !حالا اين طهارت روح که پيش نياز ايمان صحيحه مفهوم بسيار پيچيده ايه از درون انسانه ....چراکه انسان و متعلقاتش ذاتا پيچيدن!!


شايد بشه اين طهارت عميق رو به تواضع =/= تکبر تعبير کرد.


حالا مهمترين شاخص براي شناخت اين طهارت روح  ولايت پذيري توسط انسانه !


 


ولايت پذيري مثل انديکاتور  معرف ميزان طهارت روح انسان است .


 


 چرا پذيرش ولايت سخت است؟؟


 


انسان نفسا و ذاتا برتري و تسلط همه جانبه ي فردي غير از خدا را نمي تواند بپذيرد


حالا چرا خداوند دستوري که با فطرت انسان مغايرت داره رو به انسان امر ميکنه؟ و اين مشکل رو چطور حل مي کنه؟؟


 


خداوند اين مشکل فطري را بسيار ظريف حل ميکند :


چون انسان ولايت خدا را ذاتا قبول دارد مي گويد ، چون توي انسان ولايت مرا قبول داري ولايت آنکه من براي تو مي فرستم را هم به امر من قبول کن !


يک سيکل جالب :


استفاده نخستين از ولايت الهي >>>>>پذيرش ولايت فرستادگان الهي >>>>> رسيدن به بالاترين مرتبه و کار برد از ولايت الهي


                                                                                نمودار سهمي منطق ولايت و آيه ي شريفه ي      


 


همونطور که در عکس هم مشاهده مي کنيم : انگار مفهوم و منطق ولايت پذيري از تابع رياضي  Y=X2پيروي مي کنه!


به انطباق آيه ي شريفه و منطق ولايت توجه کنيد! 


 يک شبهه ديگر:


چرا خداوند مستقيما دستور نفرمودند که از خود او تبعيت کنيم؟؟؟؟ مگه مهم تبعيت از خدا نيست ؟ آيا ولايت نوعي دور باطله؟؟؟؟


 


خداوند مي فرمايند :  من تمامي صفاتم را به بندگان مومنم ميدم ، جز صفت تکبرم را !
فلذا تکبر مخصوص خدا و تواضع مخصوص انسان است..


خب يادتونه گفتيم تواضع در مقابل خدارو مي شه همون طهارت روح ناميد؟؟؟


سه حالت براي تبعيت انسان از خدا وجود داره:


1) مستقيما از خدا           2) تبعيت از موجودي عجيب الخلقه             3) تبعيت از فردي ظاهرا مانند خودمان


1)خداوند خيلي از ما بزرگتره ...شايد در وحله ي اول بسياري از افرادي که هنوزبه طهارت روح کامل هم نرسيده اند به خاطر فاصله ي فاحش بين انسان و خدا ولايت اورو به صورت ظاهري بپذيرند ، فلذا در وحله ي اول اين نوع ولايت عقلا نشون دهنده ي يک پاکي باطن نمي تونه باشه...


2)خداوند مي تونست موجودي عجيب و غريب رو بفرسته و اطاعتش رو بر ما واجب کنه.....مثلا يه موجود عظيم الجثه ، ولي باز هم به دليل عجز کامل و بديهي و اختلاف فاحش متکبرين هم اطاعت کننده بودند...!!!


(توجه کنيد دو منطق بالا خطاي بسيار زيادي داشتند پس در حالت بهينه ي آزمايش قرار ندارند)


 


3) در اين حالت خداوند افرادي مثل خودمون رو مي فرسته و به امر خودش تبعيتشون رو واجب مي کنه...و با کمي تفکر مي شه فهميد که اين نوع تبعيت نشون دهنده ي ماکزيمم حالت ايمان به خدا و تواضع در برابر او و طهارت روح است!!!!


از طرفي ولايت پذيري از پيامبران و ائمه باعث بکار گيري نيروي عقل به دليل بديهي نبودن ظاهريش مي شه


( و اين همون حالت بهينست براي آزمايش انسان)حالا به نظرتون همين که گفتيم خدايا ايمان آورديم کافيه؟؟؟؟؟



 


آيا براى مردم شگفت‏آور است که به مردى از خودشان وحى کرديم که مردم را بيم ده و به کسانى که ايمان آورده‏اند مژده ده که براى آنان نزد پروردگارشان سابقه نيک است کافران گفتند اين [مرد] قطعا افسونگرى آشکار است >>>>>>سوره ي يونس آيه 2


 



حالا اهميت ولايت تا حدودي از جنبه ي مورد نظر مشخص شد.....فلذا علت برتري  روز غدير هم بر مي گرده به برتريه  علت و فلسفه ي ولايت که از نظر گذشت..!!!


 


چند نکته و روايت زيبا :


پيامبر (ص) در زمان حياتشون به افراد مي فرمودند که علي بن ابيطالب رو با نام اميرالمومنين(ع) صدا بزنيد !


پيامبر (ص) فرمودند : اگر من آنچه درباره ي علي(ع) نازل شده بگويم ، بر هيچ کجا قدم نگذارد مگر اينکه مردم خاک پاي علي (ع) را به تبرک ببرند....!!!


 


از تمامي کساني که با نظر بنده مخالفند خوشحال مي شم نظرشون رو مبذول بفرمايند.


 


يا علي



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/6/1387- 2:51 ص] انتظار ظهور عشق به يک سيستم است نه يک فرد
[29/1/1387- 2:33 ص] نظريه ي امام صادق(ع) در مورد انتقال بيماري توسط بعضي ازنورها (اش
[26/12/1386- 12:0 ص] آيا اسلام يک دين کاربرديست و قابليت ابدي بودن را دارد؟
[23/11/1386- 1:44 ص] چند طرح از امام حسين(ع) ،‏قمر بني هاشم(ع) و حضرت مهدي موعود(عج)
[9/10/1386- 12:55 ص] چرا ولايت اهميت داره؟؟؟ آيا ولايت سير منطقي داره؟
[30/8/1386- 7:59 ص] سازمان سيا ، شيعه شناسي و افشاي حقايق
[16/8/1386- 2:12 ص] نظريه ي حرکت ظاهري و دروني (اتمي/مولکولي) امام صادق(ع)
[4/7/1386- 2:44 ص] لبخند ها براي که به صدا در مي آيند؟!!!
[19/6/1386- 2:35 ص] درمان سرطان توسط ابن راوندي شاگرد ايراني سه نسل بعد امام صادق(ع)
[7/6/1386- 3:14 ص] حکومت جهاني(انترناسيو ناليسم) و فرآيند انقلاب مهدي (عج)
[26/5/1386- 2:26 ص] بازي فوق العاده جالب امام صادق(ع) در دوران کودکي
[9/5/1386- 2:24 ص] از نظريه ي نور و ليزر امام صادق (ع) تا ليپرشي و گاليله -قسمت دوم
[12/4/1386- 2:21 ع] تئوري نور امروزي توسط امام جعفر صادق(ع) در 1400 سال قبل!
[9/4/1386- 1:19 ص] از نظريه عمومي سيستمها تا لزوم توحيد و امامت و عقلانيت در اسلام
[31/3/1386- 11:22 ع] تا بعد از امتحانات، 7 تير ، يا علي
[همه عناوين(23)][آرشيو شده ها]